آیا انقلاب روژآوا موفق خواهد شد؟

Saturday, October 17, 2015


تنها باید امیدوار بود، در مناظره ای بین دکتر جف مایلی مدرس جامعه شناسی سیاسی دانشگاه کمبریج و جوانا رایحا دانشجوی دانشگاه کمبریج، که در ادامه مختصری از مشاهدات آنها در سفری به روژآوا در شمال سوریه و ارائه گزارشی مختصر از ایدئولوژی های سیاسی و اجتماعی  مورد حمایت انقلاب کردها بیان شده است. 

هدف کنفدرالیسم دموکراتیک انحلال مرزهای یک حکومت نیست، بلکه پشت سر گذاشتن آنهاست. در همین حال، امکان ایجاد یک جامعه را فراهم می سازد؛ جایگزینی دموکراتیک و مشارکتی برای حکومت های استبدادی.


دکتر جف مایلی
برگردان از انگلیسی: حسن.ب


با توجه به وخیم شدن بحران جنگ داخلی سوریه، نیروهای انقلابی کنترل مناطق کردنشین روژآوا را به سرعت در دست گرفتند. تمرکز اصلی اصحاب رسانه به سرعت به روی گروهایی که این نیروهای انقلابی با آنها در مبارزه بودند، متمرکز شد: وحشیگری های دولت اسلامی؛ اما هدفی که آنها برای آن مبارزه می کنند، غالباً مطرح نمی شود. در دسامبر سال ٢٠١٤، ما فرصت دیدار روژآوا را در قالب یک هیئت آکادمیک یافتیم. اهداف ما از این سفر، ارزیابی اهداف، نقاط قوت، چالش ها و آسیب پذیری های پروژه انقلابی پیشرو بود. 

روژآوا در حقیقت منطقه خودمختاری در نواحی شمالی سوریه است. روژآوا شامل سه کانتون عفرین در غرب، کوبانی در مرکز و جزیره در شرق می باشد. بیشتر این نواحی، توسط نیروهای متجاوز و متخاصم ایزوله و محاصره شده بودند. علی رغم نبرد خونین با داعش، تحریم ها و محدودیت های بی رحمانه دولت ترکیه و حتی محدودیت های بسیار دردناک تر مسعود بارزانی و حکومت اقلیم کردستان او، با این حال؛ سیستم های خودمدیریتی و نظام خودمختاری دموکراتیک در روژآوا تأسیس و سازمان یافته و این سیستم ها، اساساً و از بنیاد در حال دگرگون ساختن روابط سیاسی و اجتماعی به سمت و سوی آزادی بخشی هستند.

همانطور که صالح مسلم، رئیس مشترک حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) در مصاحبه ای به تاریخ نوامبر ٢٠١٤، در خصوص معرفی جوامع مستقل روژآوا شرح داد: به منظور بسیج کردن مردم جهت سازمان دادن و دفاع کردن از خودشان، به وسیله ارتش های مردمی نظیر یگان های مدافع خلق (YPG) و یگان های محافظ زنان (YPJ) شروع به پایه گذاری دموکراسی ریشه ای و اساسی کرده و در تلاش جهت پیاده سازی خودمدیریتی و خودسازماندهی بدون دولت هستیم.
آموزش انقلابی
اگر قرار است بیاموزیم چگونه به شکل جمعی بحث کنیم و تصمیم بگیریم، ۲۴ ساعت شبانه و روز باید به آموزش بگذرد. نگاه معطوف به بالا و منتظر ماندن برای رهبری که «بیاید تا چه باید کرد» را به مردم منتقل کند، باید رد کرد. به‌جای آن باید خودمختاری را به عنوان یک کنش جمعی تمرین کرد. این مردم هستند که به هم دیگر آموزش می‌‌دهند و از هم می‌‌آموزند. هنگامی که ده نفر گرد هم می‌آیند و ما از آن‌ها بخواهیم که دنبال راه حل باشند یا از آن‌ها سوالی مشخص داشته باشیم، به شکل جمعی دنبال یک پاسخ خواهند بود. فکر می‌کنم از طریق این راه است که آنها می‌‌توانند به پاسخ درست برسند و این بحث جمعی است که آنها را سیاسی خواهد کرد." – صالح‌ مسلم، معاون رئیس پ ی د، نوامبر ۲۰۱۴.
بیشتر
خودمختاری دموکراتیک خلاصه این تعریف و هدف آن این است که مردم حقوق خود را درک کرده و از آنها استفاده نمایند. وارد کردن جامعه به فعالیت های سیاسی، هسته ساخت خودگردانی دموکراتیک می باشد.

در صفوف مقدم این مشارکت سیاسی، برابری جنسیتی و آزادی زنان، با حضور یکسان و مشارکت فعال زنان در تمامی میادین سیاسی و اجتماعی وجود دارد. ما مدل ریاست مشترکی را بنیان نهادیم، به گونه ای که هر نهاد سیاسی همیشه دارای یک رئیس زن و یک رئیس مرد بوده و سهمیه بندی ٤٠ درصدی حضور جنسیت ها به منظور اجرایی کردن برابری جنسیتی در تمام سطوح زندگی اجتماعی و فعالیت های سیاسی وجود دارد. 

نیروهای انقلابی در روژآوا، برای یک حکومت ملی مستقل مبارزه نمی کنند، بلکه از سیستمی که آنها کنفدرالیسم دموکراتیک می نامند، دفاع می کنند. خودمدیریتی با رهبری شهروندان از طریق ایجاد شوراهای مردمی در سطوح محلی، شوراهای شهری، گردهمایی های آزاد و تعاونی هاست. این ساز و کار خودمدیریتی اجازه مشارکت گروهای قومی و سیاسی متنوع و گروهای مذهبی را فراهم و رضایت و توافق عمومی در اتخاذ تصمیمگیری را ارتقاء خواهد داد. با ترکیب آن با انجمن های محلی که هدف آنها آموزش رسانی و مشارکت جمعیت در فعالیت های سیاسی است، این ساختارهای خودمدیریتی، به عموم مردم قابلیت رفع و حل مشکلاتشان را خواهند داد.

در طی سفر نه روزه ما به کانتون جزیره، ما از چندین روستا، شهرک و همچنین شهر بازدید کرده و آنجا با نمایندگان و اعضای مدارس، تعاونی ها، انجمن های فرهنگی زنان، نیروهای امنیتی، احزاب سیاسی، خودمدیریتی مسئول پیشرفت های اقتصادی، مراکز درمانی و پزشکی و همچنین نهاد پیگیر کننده مسائل امور خارجه دیدار کردیم. در طول این سفر، شاهد انضباط، تعهد انقلابی و بسیج همگانی تأثیرگذار مردم جزیره بودیم. علی رغم ایزوله بودن و شرایط دشوار، پشتکار و حتی اعتماد به نفس در روحیه اجتماعی مابین نمایندگان و اعضای گروهای مختلفی که ملاقات کردیم، موج می زد. این خوش بینی همگانی و تمایل به فداکاری به دلیل پیروی کردن از یک برنامه ایدئولوژیک تحسین برانگیز و گام های صادقانه در جهت آزادی اجتماعی بود. به طور خاص مجذوب تأکید بر اهمیت آموزش، مشارکت سیاسی و هوشیاری فزاینده عموم مردم در تقارن با دگرگونی های دموکراتیک بنیادی در روابط اجتماعی و اقتصادی شدیم.

 نقطه قوت بارز و خیره کننده این انقلاب که در تمام طول سفر ما، به طور بسیار واضح مشهود بود، گام هایی در جهت رهایی از محدودیت های جنسیتی بود. نشست و ملاقات ما با نمایندگان این خودمدیریتی، اعضای آکادمی ها، مبارزان غیرنظامی زن و شوراهای محلی همه و همه نشان دهنده آن بود که قدرت و اختیار زنان یک موضوع سطحی برنامه ریزی شده نمایشی نیست؛ بلکه در حقیقت پیاده سازی و اجرا شده است. در مقایسه با خاورمیانه و در تضاد حاد با دولت اسلامی و همچنین حکومت اقلیم کردستان، این واقعیت تأثیر برانگیزترین مشاهدات ما بود. 

تعهد به تلاش و کوششی عظیم تر برای ایجاد سوریه ای دموکراتیک و در حقیقت خاورمیانه ای دموکراتیک، تأمین محیط و مکانی شایسته زندگی برای تنوع های قومی، فرهنگی و مذهبی از طریق کنفدرالیسم دموکراتیک، ویژگی قابل ستایش دیگر دستور کار برنامه ریزی شده حکمرانی انقلابی روژآوا است. در این خصوص، ما شاهد کوشش های خلاقانه و فعال نیروهای انقلابی برای مشارکت دادن اقلیت های قومی در پروسه روژآوا، نظیر "نهادینه ای کردن*" (Institutionalisation) تبعیض های مثبت، سهمیه ها، خودسازماندهی گروهای اقلیتی نظیر جامعه سریانی (ارمنی های ساکن در سوریه) که حتی مبارزان غیرنظامی خاص خود را دارا می باشند، بودیم.

باتوجه به مطالب پیشین، ادغام ساکنان عرب محلی در این پروژه انقلابی به عنوان یک چالش جدی و پیچیده باقی می ماند، همانطور که هماهنگی و آرایش متحدان با گروهای خارج از این سه کانتون مشکل است. هماهنگی هرچه بیشتر کردها با متحدان قطعاً شروط لازم برای مطمئن شدن از بقای انقلاب در حال حاضر و در دراز مدت بوده و مخصوصاً حیاتی اگر کنفدرالیسم دموکراتیک در سراسر سوریه و خاورمیانه گسترش یابد. این مأموریت آنچنان که حیاتی و مبرم بوده، [پیاده کردن آن نیز] سخت و دشوار می باشد. به منظور فرونشاندن ترس اعراب از دستورکار کردستانی بزرگتر و مشارکت دادن آنها در این پروسه، انجام دادن هر آنچه که در توان مقامات و مسئولان این انقلاب است، حیاتی و ضروری است. پرهیز از مدل کرد محوری تاریخ، ادبیات و حتی تمایل برای کردی نمودن زبان سیستم آموزشی از خودبیگانگی اقلیت های قومی و مذهبی جلوگیری می نماید. هنگام یکپارچه نمودن اقلیت های قومی و مذهبی و تبلیغ انقلاب در سراسر جهان، نمادهای انقلابی (نظیر پرچم، نقشه، پوسترها و ...) بسیار حائز اهمیت هستند. استفاده از تصاویر و شعارهای فراگیر، بدون شک جذب حمایت و طرفداری چه در پهنه خاورمیانه و چه در سراسر جهان را تسهیل می بخشد. ارجاعات و نمادهای جنبش کردها که ما مشاهده نمودیم، به صورت قابل ملاحضه ای فاقد نمادهای انقلابی مطلوب بود. از تأثیرات جنبه مثبت نمادهای انقلابی کردها نمی توان چشم پوشی نمود و قطعاً نقش بارز و مهمی در تسهیل بسیج نمودن کردها ایفا می نماید. اما در همین حال، بیگانه نمودن غیر کردها و کردهایی که ممکن است این تلاش و کوشش را در راستای کردستانی بزرگتر ندانند، محتمل می سازد.    

بزرگترین نگرانی ما در صورت قربانی نشدن انقلاب، به خطر افتادن آن توسط بازی های ژئوپلتیکی بزرگتر [در منطقه] است.
از چیاپاس به روژئاوا، فراتر از انطباق
به عنوان مبارزه ای که در سراسر خیابان‌ها و گوشه و کنارشهر تشدید می‌شد، کوبانی تمامی تصورات چپ‌ها به ویژه چپ‌های لیبرال را تحت الشعاع قرار داد و به مانند دفاع مادرید برابر فاشیسم در دهه ۱۹۳۰، به نماد مقاومت و زیارتگاه مبارزین راه انسانیت تبدیل شد. این اتفاقی نبود که گروه ترک مارکسیست لنینیست MLKP که در روزهای مبارزه به ی.پ.گ و ی.پ.ژ ملحق شده بودند، در روز آزادی پرچم جمهوری اسپانیا را در ویرانه‌های شهر برافراشتند و به مانند انقلاب اسپانیا خواستار تشکیل گردان های بین المللی شدند.
بیشتر
اتحاد نزدیک حال حاضر بین حکومت اقلیم کردستان و ایالات متحده و حمله های هوایی اخیر به رهبری ایالات متحده در سوریه این گمان را میان بسیاری، مخصوصاً اعراب سنی، تقویت کرده است که کردها عاملی دیگر در منطقه برای نفوذ امپریالیست هایی که در جستجوی نفت می باشد، هستند. 

سیاست های به اصطلاح تفرقه اندازی و حکومت کردن بکارگرفته شده از سوی قدرت های بزرگ دارای سابقه طولانی، خونین و مؤثری در خاورمیانه و فراتر از این منطقه می باشد. این واقعیت تلخ، حیاتی بودن پیداکردن متحدان و جای دادن تعصبات ناسیونالیستی کردی در صفوف این جنبش را تقویت می بخشد. در حقیقت، یکی از نقاط قوت اصلی داعش در ظاهر، قابلیت آن در بسیج کردن غیرنظامیان مبارز چه در سطح منطقه ای و چه در سطح جهانی، به منظور دشمنی سرسختانه با قدرت های امپریالیستی است. 

درخواست کردن از گروهای چپ ترکیه و مجاب کردن آنها برای محکوم کردن و مبارزه علیه تحریم های فلج کننده اعمال شده از سوی دولت ترکیه علیه روژآوا، برای انقلاب کردها بسیار مهم است. تأثیرات و چالش های ناشی از این تحریم ها در مواردی از قبیل نیازهای اولیه بهداشتی مردم که ما نظاره گر بودیم، بسیار مشهود است. نکته قابل توجه اینکه، این مسئله بخاطر کمبود پزشکان و پرسنل نبوده، بلکه کمبود دارو و تجهیزات پزشکی است که سلامتی مردم را بیشتر از همه تهدید می کند. 

تأثیرات تحریم های اعمالی فراتر از نیازهای اساسی مردم روژآوا است. عوارض زیست محیطی به خصوص نشت نفت در زمین های پیرامون چاه های نفت قابل رویت بود. با در نظر گرفتن شرایط، قطعاً قابل توجیه و در واقع ضروری است که مقامات مسئول این انقلاب در حالی که با تمام تلاش، مشغول تأمین انرژی لازم و نیازهای غذایی مردم هستند، در جستجوی تأمین منابع مالی برای به جریان انداختن پروژهای انقلاب نیز باشند. با این وجود، انقلاب روژآوا قابلیت تأمین فرصتی منحصر به فرد برای ایجاد اقتصادی که هم از حیث زیست محیطی مناسب و هم به صورت دموکراتیک مدیریت شود، را در اختیار دارد.     

با در نظر گرفتن چهارچوب ظلم و ستم، خشونت و بی ثباتی های سیاسی که گریبانگیر بسیاری از کشورهای خاورمیانه شده است، درک کردن این مشکلات در یک محدوده خاص و حل آنها به صورت کشور به کشور، بسیار بعید به نظر می رسد. یکی از بهترین خصایص کنفدرالیسم دموکراتیک شکل گرفته در روژآوا این است که از حیث پتانسیل، قابلیت اجرا نمودن آن در کل منطقه (مرزهای یک منطقه را بهتر است به عنوان خطوطی که یک قرن پیش بخش اعظم آن در مدلی ناروا توسط قدرت های امپریالیستی جهان ترسیم شده است به خاطر آورد) وجود دارد. تجاوزات امپریالیسم باید در منطقه به فراموشی سپرده شود. 

هدف کنفدرالیسم دموکراتیک انحلال مرزهای یک حکومت نیست، بلکه پشت سر گذاشتن آنهاست. در همین حال، امکان ایجاد یک جامعه را فراهم می سازد؛ جایگزینی دموکراتیک و مشارکتی برای حکومت های استبدادی. در حقیقت، کنفدرالیسم دموکراتیک نویدبخش گسترش صلح در تمام منطقه است؛ از منازعه بین اسرائیل و فلسطین تا ترکیه، عراق، یمن، لبنان و غیره. تنها اگر امکان گسترش این انقلاب دموکراتیک فراهم شود. 

محاصره طولانی در کوبانی، که مشارکت جنایتکارانه دولت ترکیه به آن تسهیل بخشید، نه تنها به عنوان حمله ای به خلق کرد بلکه به عنوان تجاوزی به یک پروژه دموکراتیک انقلابی در نظر گرفته می شود. این نواحی در یک پروسه ویرانگر با حمایت گرایش های استبدادی متنوعی از اسلام سیاسی تکه پاره شده است. پروژه انقلابی روژآوا، براساس مشارکت دموکراتیک، آزادی جنسیتی، تنوع فرهنگی، تنوع مذهبی، چندقومیتی و حتی سازش چند ملیتی راهی سوم و شاید تنها راه، برای دستیابی به عدالت و تدوام صلح در خاورمیانه معرفی می نماید. به همین دلایل، آزادسازی اخیر کوبانی باید از جانب تمامی آزاد اندیشان و در واقع تمامی طرفداران صلح، آزادی و دموکراسی در سراسر جهان تقدیر شود.


پ.ن: این مقاله در دسامبر سال ٢٠١٤ و پیش از اتصال دو کانتون کوبانی و جزیره به رشته تحریر در آمده است.

*از حیث سیاسی Institutionalisation به معنای ایجاد یا سازماندهی مؤسسات حکومتی و یا مسئول کردن اشخاصی خاص جهت نظارت یا اجرای سیاستی نظیر رفاه یا توسعه می باشد. تبعیض های مثبت، تبعیض های سازنده ای به خصوص در زمینه اشتغال هستند که به گروهای اقلیتی که در گذشته به خاطر نژاد، قومیت، مذهب و ... مورد شکنجه قرار گرفته اند، اختصاص داده می شود. البته در حالتی که دو کاندید در سطح یکسانی از شایستگی قرار داشته باشند، این تبعیض اعمال و  کاندیدی که از گروه اقلیت است، برای هدف مورد نظر انتخاب می شود. 

Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

استمرار مرگبار بکار گیری گازهای سمی آلمانی علیه کُردها

مدت های مدیدی شایعه ای وجود داشت که گاز سمی ای که ارتش ترکیه با توسل به آن در دهه ۳۰ در منطقه کوهستانی درسیم در مقابل کُردهای علوی پیشروی کرده بودند، منشائی آلمانی داشته است.

جمعه ۳خرداد۱۳۹۸/ ۱:۵۳


خبر


مصاحبه

Interview Picture

برای نخستین بار یکی از اعضای پیشین نیروهای ویژه ترکیه در مورد عملیات هایشان در جنوب شرقی ترکیه صحبت می کند، از جمله در [

پنجشنبه ۸فروردین۱۳۹۸/ ۲۰:۴۰