موضوع روز:

مانیفست کوبانی

Monday, October 20, 2014
عبدالله پَشِو
ترجمه ازکُردی: ک. هَلوَدا

زخمِ شَنگال۳ را شبانه‌روز سرِ آرام گرفتن نیست.

شاید روزی فرا رسد که دردش آرام گیرد امّا زخمش هرگز التیام نخواهد پذیرفت.
تصاویرِ نمایان بر شبکه‌ها کابوس‌اند، شبانگهان شبیخونت می‌زنند،
بر سینه‌ات نشسته و نفرینت می‌کنند.
و اکنون پس از شنگال بر پیکرمان زخمی تازه دهن باز کرده است؛ زخم کوبانی.


شمشیرزن همان، پیکر همان و خون همان خون، امّا دردشان یکی نه. مرا یارای گفتن این تفاوت با بیانِ نظامی، علمی یا تحلیل لوجستیکی نیست، جز همین که می‌گویم شنگال نقطه‌ی پایانی بر آنجا نهاد که کژاخلاقیِ سیاسی در آن به اوج رسید و کوبانی اولین سطرِ عصری نو را رقم زد و بدل به کارامدترین کارگاه زایشِ ملّت‌ شد.

در فاصله‌ی کمتر از دو ماه، عصری غروب کرد و طلیعه‌ی عصری جدید پدیدار شد.
هر روز وسوسه می‌شوم که حماسه‌ای برای کوبانی بنگارم... امّا دوباره رغبتم فروکش می‌کند.
مگر حماسه در مورد حماسه نوشتنی است؟
برآنم که برای سخنی چند به افسانه پناه ببرم، سخنی چند که شایسته‌ی قامت کوبانی باشد، امّا کوبانی خود بدل به افسانه شده و به هیچ افسانه‌پردازی نیاز ندارد.

***

دیری است که چابک سوارانِ شرق تبدیل به کهنه مُرکّبِ مانده بر کاغذ شده و تنها به ذهن شرق‌شناسان خطور می‌کردند، امّا اکنون نوادگانِ ماد، اسبِ تاریخی نو را زین کرده و به سمت افقی هزاررنگ می‌تازند.
سوارانی که من از آنها یاد می‌کنم از جنسی دیگر و از دودمانی دیگرند.
قبلاً ندیده‌ و نشناخته‌ایم‌ِشان.
چون آنها که پیشتر آمدند یا در گرد و غبارِ جلادانِ سده‌ی هفتم ناپدید شدند،
یا شاه عباسی به زور به حفاظت از مرزهایشان گُمارد۴، یا بی‌سروپایی از خَیلِ چنگیزخان بعنوان مِهترِ اسبانِ آستانه بکارشان گرفت.
یا به حزبی پوچ و خودباخته، فاقد برنامه و استراتژی، حزبی «سایکس‌ـ‌پیکو»۵ پرست و «لُوزان»۶ دوست و بُت‌نگهدار و همیشه در تقلا برای بودجه۷ بدل شدند.

***

آنها که من یادشان می‌کنم از جنسی دیگر و از دودمانی دیگرند: دختران و پسران کوبانی‌اند، آنها که در دیدگانشان درخشش آتشکده‌های آبا و اجدادی نمایان و سیمایشان مالامال از پرتوِ گات‌های زردشت است.
اینها به تاریخِ سخن‌پراکنی و فرار و لابه و نزاعِ کهنه‌پارچه۸ و چَکاچَک و قاچاق بین مرزها پایان دادند.
اینها سرآغاز نیست شدنِ سرکرده‌ی زبون و لیدرِ زبون و وزیر زبون و مشاور زبون و ژنرال زبون و جمله زبون‌هایند.
اینها، این جگرگوشه‌های من، گرسنه و رنگ‌پریده، با کلاشینکُفِ قرن گذشته۹، در برابر تانک و زره‌پوش، در برابر طاعونِ سیاه و گاوصندوقِ بازرگانانِ نفت ایستاده‌اند و در جهان جار می‌زنند:

نه، ما از «قلعه‌ی دمدم»۱۰ فرود نمی‌آییم، در اطاعت از یک فتوا پایتخت سوران را رها نمی‌کنیم۱۱ و به خدمت سلطان کمر نمی‌بندیم. هزاران وعده و وعیدِ شاهِ ایران خاممان نمی‌کند و زیر چوبه‌ی دارِ «چواچرا»یمان نمی‌برد.۱۲ هزاران «پیمان الجزایر»۱۳ نزد ما پول سیاهی نمی‌ارزد. ما از جنسی دیگر و از دودمانی دیگریم.

***

به آنها می‌نگرم، دیگربار و دیگربار و دیگرباره... بِناگاه زار می‌زنم.
نمی‌دانم هِق‌هِقم از خوشحالی است یا نشانه‌ی پیشبینی‌ای تلخ، یا هر دو؟
آنها با تبسّمی دلداریَم می‌دهند، به من می‌فهمانند که روزگارِ سایکس‌ـپیکوپرستان و دلالانِ پیرِ نشست‌ها به سر آمد. از این پس که را جرأتِ آن است که این مرزهای نامشروع را مرز بینگارد؟ چه کسی جرأتِ به زبان آوردنِ کردستان عراق، کردستان ایران، کردستان ترکیه، کردستان سوریه و کردستانِ فلان خراب شده را دارد؟ چه کسی...؟
مگر توله‌های «قره‌پاپاغ و قزلباش».۱۴
مگر آنها که در سده‌ی ۲۱م با خردِ مُختارِ دِه دولت را اداره می‌کنند، آنها که با دوربین به آنسوی جهان می‌نگرند ولی با ذرّه‌بین هم پیش پای خود را نمی‌بینند!

***

جَیلان۱۵، آن ماده‌بازی که از نژاد عقاب‌های زاگرس بود،
آنکه با گلوله میعاد گذاشت،
مگر تنها نهالِ نورسِ خود را نشانه‌ رفت؟
نه، گذشته‌ای مالامال از شرمساری و از نامشروعیتِ سیمالک۱۶ را هم نشانه گرفت.
آرین۱۷، آن پلنگْ‌دختری که بجای بازوی یار، رشته‌ی آتشین به کمر خود حلقه زد،
مگر تنها بدین قصد تنِ مقدسِ خود را به پاره‌های آتش سپرد تا گلّه‌ای شپش‌خوار را رهسپار دوزخ کند؟نه، او بهمراه خود خندقِ برادرکُشان۱۸ و نزاعِ کهنه‌پارچه‌‌ی وارثان و تانکر قاچاقچی‌ها۱۹ را نیز آتش زد.
اینها، آری، از جنسی دیگر و از دودمانی دیگرند!
عبدالله پَشِو
هِلسینکی ۱۲/۱۰/۲۰۱۴
جیلان اوزال
آرین میرکان


پانوشت‌ها از مترجم:

[۱] شهری کُردنشین در غرب کُردستان و در نقطه‌ی مرزی بین ترکیه و سوریه که مدتی است آماج حملات وحشیانه‌ی گروه تروریستی داعش است.

[۲] شاعر بِنام و بلندآوازه‌ی کُرد

[۳] «سنجار» شهر و منطقه‌ای در جنوبِ کردستان (عراق) که ایزدیان در آن ساکنند. داعش پس از تصرف این منطقه انبوهی از ایزدیان را قتل و عام، هزاران خانواده را بی‌خانمان و صدها زن و دختر ایزدی را به عنوان غنایم جنگی به کنیزی برد.

[۴] دولت صفوی پنجاه‌ هزار خانوار کُرد را براي جلوگيري از تاخت و تاز تركمانان و ازبكان از غرب ایران به مرزهاي شمال و شمال‌غربی کوچاند.

[۵] موافقت‌نامه سایکس-پیکو توافقی سری میان بریتانیا و فرانسه بود که در ماه مه ۱۹۱۶ در خلال جنگ جهانی اول و با رضایت روسیه برای تقسیم امپراتوری عثمانی منعقد شد. این توافق‌نامه به تقسیم سوریه، عراق، لبنان و فلسطین میان فرانسه و بریتانیا منجر شد.

[۶] پیمان لوزان پیمانی بود که در تاریخ ۲۴ ژوئیه ۱۹۲۳ در لوزان سوئیس به امضاء رسید. این پیمان وضعیت تقسیم‌بندی بخش‌های آناتولی و تراکیه شرقی امپراتوری فروپاشیده‌ی عثمانی را مشخص کرد. پیمان لوزان باعث به رسمیت شناخته شدن کشور تازه‌بنیاد ترکیه از سوی کشورهای جهان شد. (پیمان‌های مذکور به تقسیم کُردستان بین چند کشور انجامیدند)

[۷] پس از فروپاشی عراق در سال ۲۰۰۳ بحث تخصیص بودجه‌ی اقلیم کردستان از جانب دولت مرکزی تاکنون هم جزو مناقشات فی‌مابین بوده است.

[۸] رقابت و منازعه بین دو حزب اصلی اقلیم کردستان (حزب دمکرات و اتحادیه میهنی) گذشته‌ای تلخ دارد که به سالها درگیری مسلحانه نیز انجامیده است. نشان‌های پارچه‌ای دو حزب (زرد و سبز) همیشه در گردهمایی‌ها و انتخابات‌ها و... به سمبُل تقدس حزبی بدل شده و ارزشی فراتر از پرچم ملّی کردستان یافته‌اند.

[۹] مدافعانِ کُردِ کوبانی فاقد سلاحهای سنگین بوده و تنها با اسلحه‌های سبُک و غالباً با کلاشینکف مبارزه می‌کنند.

[۱۰] قلعه‌ای بر فراز کوه دمدم (با سکون هر چهار حرف) واقع در غرب کلانشهر ارومیه که در اوایل قرن هفدهم جنگ سختی بین صفویان و کُردهای برادوست به رهبری امیرخان لَپ زیرین (امیرخان پنجه‌طلا) در آن درگرفت.

[۱۱] در سده‌ی نوزدهم میلادی با قدرت گرفتن میرنشین سوران، خلفای عثمانی به جنگ با پادشاه سوران برخاستند. با فتوای مه‌لای خه‌تی (مُلای خَتِ) که جنگ با خلفای اسلامی (سلاطین عثمانی) را حرام اعلام کرد جنگجویان کُرد سر از جنگ باز زده و میرنشین سوران سقوط کرد.

[۱۲] اشاره به انحلال جمهوری مهاباد و اعدام پیشوا قاضی محمّد و یارانش در میدان چوارچرا (چهارچراغ) مهاباد در ۳۰ مارس ۱۹۴۷.

[۱۳] پیمان‌نامه الجزایر قراردادی است که در سال ۱۹۷۵میان کشورهای ایران و عراق با وساطت الجزایر امضاء شد که خط مرزی ایران و عراق در آب‌های اروندرود را تعیین کرده است. با امضای این توافقنامه حکومت شاه پشتیبانی خود را از قیام بارزانی علیه رژیم بعث قطع کرد که در نهایت به شکست این قیام انجامید.

[۱۴] قره‌پاپاغ (سیاه کلاه) از ایل‌های تُرک. قزلباش (سرخ سر) قسمتی از سپاه شاه اسماعیل صفوی که بواسطه‌ی کلاه سرخی که بر سر می‌نهادند بدین نام خوانده می‌شدند. حضرت حاجی قادر در بیتی می‌فرماید: له‌ مابه‌ینی کڵاوسوور و کڵاوڕه‌ش/ په‌رێشان و دیارن میسلی گای به‌ش (در میان قزلباش و قره‌پاپاغ/ مثل گاو پیشانی سفید هویدا و ویلانید) که به دولت عثمانی و صفوی اشاره‌ دارد. [حاجی قادر کویی ۱۸۹۷-۱۸۱۶ از شاعران بِنام و عَلَمدار ناسیونالیزم کُردی است]

[۱۵] «جیلان اوزال» با نام مستعار «بِریفان ساسُن»دخترِ ۱۹ ساله‌ای که در صفوف مدافعان کُرد کوبانی بود. وی پس از تمام شدن مهماتش آخرین تیر را به سمت خود شلیک کرد و به زندگی خود پایان داد. «جیلان» تنها چند روز پیش از کشته شدنش به «گابریل گیتهاوس» خبرنگار بی بی سی گفته بود که در صورت محاصره، تسلیم گروه تروریستی داعش نخواهد شد و با آخرین تیرش، خودکشی خواهد کرد.

[۱۶] مرز نامشروع بین بخش جنوبی و غربی کردستان (عراق و سوریه). آوارگان کُرد غربِ کردستان از این مرز که بنا به زد و بندهای سیاسی مدتی باز و مدتی بسته بود، گذشته و وارد اقلیم کردستان عراق شدند.

[۱۷] «آرین میرکان» زنِ کُردی که بعنوان یکی از فرماندهان یگان‌های مدافع زن (YPJ) در صفوف مبارزان کوبانی بود. وی با نزدیک شدن داعش با سلاحهای سنگین به حوالی کوبانی با انجام عملیات انتحاری در نزدیکی محل استقرار این عناصر باعث وارد آمدن تلفات زیادی به آنها شد.

[۱۸] خندقی که به بهانه‌ی حفاظت از اقلیم کردستان در مرز نامشروع بین اقلیم و کردستانِ سوریه زده شد و عملاً راه ورود مبارزان و آوارگان کُرد را سد کرد. این اقدام حکومت اقلیم اعتراضات گسترده‌ای بهمراه داشت و مردم را به خیابانها کشاند.

[۱۹] اشاره به سیلِ تانکرهایی که روزانه نفت خام اقلیم کردستان را به ایران و ترکیه حمل کرده و به فروش می‌رسانند.

منبع سایت عبدالله پَشِو

Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

افواج حمیدیه چگونه، کجا و با چه هدفی تشکیل شدند؟

افواج[۱] حمیدیه ( ترکی: Hamidiye Alayları) پدیده ای است که در تاریخ کُردها که محل بحث و مناقشه بسیار است. همچنین بیشتر منابع و پژوهش های صورت گرفته به زبان ترکی بوده و کمتر منبعی به زبان کُردی در دسترس است.

شنبه ۷مهر۱۳۹۷/ ۱۸:۳۰


خبر


مصاحبه

Interview Picture

واقعیت این است که اعضای ناتو و اعضایی که با ترک‌ها همکاری داشته و با این کشور رابطه دارند خواهان نزدیک‌شدن و برقراری تفا

پنجشنبه ۳آبان۱۳۹۷/ ۰:۲