موضوع روز:

از چیاپاس به روژئاوا، فراتر از انطباق

Sunday, May 31, 2015


پیتر ستانچف – Kurdish Question
برگردان: شیلان کُردستانی


استقلال عاملی است که سبب شده دو انقلاب به هم نزدیک شوند. انقلاب‌هایی که یکی چپ و دیگری ساختاری از پایین به بالا دارد.
موری بوکچین :" قدرت مردم تنها زمانی به فعلیت درخواهد آمد که اعمال قدرت توسط نخبگان اجتماع در توده ی مردم حل شود."

شهرکردنشین کوبانی تا زمانی که به وسیله مقاومت خود برابر تهاجم حکومت اسلامی، توجهات جهانی را به خود مبذول داشت و تبدیل به یک نماد بین المللی در مقایسه با دفاع مادرید و استالین‌گراد شد، کاملا ناشناخته بود.

اقدامات شجاعانه و قهرمانانه ی یگان‌های دفاع مردمی و یگان‌های دفاع زنان (ی.پ.گ و ی.پ.ژ) توسط طیف وسیعی از گروه ها و افراد آنارشیست، لیبرالیست، چپ و حتی راست‌گرا ستوده شد، ستایش و همدردی که با مردان و زنان کوبانی در منازعه تاریخیشان علیه  آنچه که به عنوان حکومت اسلامی فاشیست می‌شناسیم،صورت پذیرفت. جریان‌های اصلی رسانه ای مجبور به شکستن سکوتشان در مورد استقلال کردها شدند وبه زودی تعداد بیشماری مقاله و خبر و داستان پخش و منتشر گردید. البته اغلب استواری و عزم مبارزین کرد با مقدار مشخصی از رازآلودگی به تصویر کشیده شدند. این توجهات اغلب بسیار گزینشی و غیرمنصفانه بود، ماهیت اصلی پروژه سیاسی در روژئاوا(غرب کرستان) کنار گذاشته می‌شد و رسانه ها ترجیح می‌دادند مقاومت کوبانی را به عنوان  استثنایی عجیب در میان مفروضات موجود درباره ی بربریت حاکم بر خاورمیانه معرفی کنند. باعث تعجب نیست ستاره سرخی که بر پرچم‌های پیروزمند ی.پ.گ و ی.پ.ژ میدرخشد، در چشم قدرت های غربی و رسانه های تحت سلطه ایشان خوشایند نمی‌نمود. کانتون‌های خودمختار روژئاوا در کشمکش‌های خاورمیانه،نماینده یک راه‌حل بومی برای فراگیر ساختن دموکراسی مردمی، احیای حقوق اعتقادی، اجتماعی و جنسیتی هستند وهمه اینها درجهت رد جنایات حکومت اسلامی وهمچنین  لیبرال دموکراسی و اقتصاد سرمایه داری می‌باشد.همانطور که دیلار دیریک فعال کرد اخیرا بیان نمود، غرب ترجیح داد دررابطه با مسئله کانتون‌ها به عنوان بنیادهای ایدئولوژیکی که کلید شناخت روح خالق شاهنامه ی کوبانی است و  جهان را مسحور خود ساخته، ساکت بمانند.

به عنوان مبارزه ای که در سراسر خیابان‌ها و گوشه و کنارشهر تشدید می‌شد، کوبانی تمامی تصورات چپ‌ها به ویژه چپ‌های لیبرال را تحت الشعاع قرار داد و به مانند دفاع مادرید برابر فاشیسم در دهه 1930، به نماد مقاومت و زیارتگاه مبارزین راه انسانیت تبدیل شد. این اتفاقی نبود که گروه ترک مارکسیست لنینیست MLKP که در روزهای مبارزه به ی.پ.گ و ی.پ.ژ ملحق شده بودند، در روز آزادی پرچم جمهوری اسپانیا را در ویرانه‌های شهر برافراشتند و به مانند انقلاب اسپانیا خواستار تشکیل گردان های بین المللی شدند. این مبارزه تنها برای نجات کوبانی نبود، بلکه ماهیت آزادیخواهانه ی کانتونهای روژئاوا، اجرای مستقیم دموکراسی مردمی، مشارکت زنان و گروههای اعتقادی متفاوت در حکومت خودمختار زمینه لازم برای انطباق با انقلاب اسپانیا را فراهم کرد.پیوستگی دیگری که بهطور خلاصه و در چند مقاله به آن اشاره شد انقلاب روژئاوا و حکومت خودگردان آن بود که با زاپاتیستها و استقلال آنها در جنوب مکزیک مقایسه شد. این مقایسه به منظور درک پارادایم مبارزات انقلابی کردستان و معنای آن برای افرادی که به امکان وجود جهانی دیگر باور دارند، اهمیت مییابد.

رانندەهای تاکسی و مردم در روژاوا، بە محض اینکە متوجە می شوند از ایران آمدەام می پرسند: احمدی نژاد چرا کم پیداست؟ چرا کردهای ما
بیشتر
جنبشهای زاپاتیستی احتمالا یکی از نمادینترین و تاثیرگزارترین تصورات انقلابی در جهان پس از سقوط رژیمهای دولت‌های سوسیالیستی در اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی بودند.در صبح روز 1 ژانویه 1994، یک نیروی ناشناخته پارتیزانی متشکل از مایاهای بومی، شهرهای اصلی جنوبیترین قسمتهای حکومت مکزیک یعنی چیاپاس را گرفتند. عملیات نظامی با زیرکی استراتژیک که با اقدامات نوآورانه مانند استفاده از اینترنت برای انتشار پیامهای انقلابی ترکیب شده بود، صورت گرفت.این پیامها همه جا تکرار شد و الهامبخش همدردی بین المللی و مقدمه ای بر تغییر جنبشهای جهانی بود.شورشیان زاپاتیست علیه سرمایه داری نئولیبرال و نسلکشی اجتماعی فرهنگی جمعیت بومی مکزیک میجنگیدند. فریاد و شعار آنها Ya Basta به معنی "بس است"، نشات گرفته از ظلم 500 ساله ای است که بر این بومیان واردشده و طی اولین اعلامیه آنها در جنگل لاکاندن قرائت شد. زاپاتیست‌ها زمانی ایجاد شدند که سرمایه داری جهانی در حال جشن گرفتن "پایان تاریخ" واین ایده که انقلابهای اجتماعی نابهنجاریهای رمانتیکی متعلق به گذشته هستند، بود.ارتش زاپاتیست برای آزادی ملل پس از دوازده روز نبرد شدید توسط ارتش فدرال از شهرها بیرون رانده شدند. اما این جنبش سبب پیدایش سازمان افقی قدرتمند در جوامع بومی گردید که با هیچ مداخله نظامی یا جنایات ریشه کن نمیشوند. فرمانده مارکوس سخنگوی ارتش شورشیان که چهره اش پوشیده شده بود، نظریه طلایەداران تاریخ را بخاطر مخالفت ورزیدن با انقلابهای از پایین به بالا به چالش کشید. انقلابهایی که هدف از آنها تسلط بر دستگاه قدرت نبود بلکه خواستار ازمیان برداشتن دستگاه قدرت بود. این مفهوم به عنصر مرکزی بسیاری از جنبشهای عظیم ضد سرمایه داری بدل گشت.

شباهتهای این جنبش با انقلاب روژئاوا در چیست؟

از مارکسیست لنینیست تا استقلال – یک گذرگاه تاریخی مشترک

شناخت ریشه‌های خودمختاری دموکراتیک روژئاوا تنها ازطریق تاریخ حزب کارگران کردستان (PKK) ممکن است. سازمانی که از زمان تاسیس یعنی سال 1978 تا کنون نقش مرکزی را در جنبش آزادی‌خواهانه کرد ایفا نموده است. پ.ک.ک به عنوان سازمان چریکی مارکسیست لنینیست، در شمال کردستان که بخشی از حکومت ترکیه است و با ترکیبی از ایدئولوژی‌های آزادی ملی و اجتماعی بنا نهاده شد.این سازمان تحت رهبری عبدالله اوجالان تبدیل به نیروی چریکی قدرتمندی شد که دومین ارتش بزرگ NATO را در درگیری که جان چهل هزار نفر در آن درخطر بود به چالش کشید.حکومت ترکیه صدها و هزاران نفر را آواره کرد و طبق گزارشات از شکنجه، ترور و تجاوز علیه شهروندان استفاده کرد اما قادر به شکستن مقاومت کردها نشد. از آغاز تا کنون پ.ک.ک تاثیر خود را بر ترکیه و سایر بخش‌های کردستان گسترش بخشیده است. رهبری نیروهای سیاسی در انقلاب روژئاوا از طریق حزب اتحاد دموکراتیک  پ.ی.د انجام می‌گیرد که با وابستگی به اتحادیه جوامع کردستان(KCK) یک سازمان چتری شامل گروه‌های اعتقادی و سیاسی مختلف را جهت انتشار ایده های پ.ک.ک تشکیل داده‌اند. ایدئولوژی که مبتنی بر ایده‌های آنارشیست آمریکایی موری بوکچین حول جامعه غیر سلسله مراتبی بر اساس همزیستی کامل جامعه و محیط‌زیست، آزادی خواهی، خودمختاری شهرداری‌ها و دموکراسی مستقیم می‌چرخد. این ایدئولوژی که گروه‌های انقلابی و مدنی مختلف را در اتحادیه جوامع کردستان متحد می‌کند ، کنفدرالیسم دموکراتیک نامیده می‌شود.

همچنان که زاپاتیست‌ها نیز به سبب حکومت‌های خودگردانشان و رد نظریه طلایه داران تاریخ شهرت یافتتند، درست به مانند پ.ک.ک ریشه‌های سازمانی‌شان نیز مرتبط با مارکسیست لنینیست است.

ایده خودگردانی و انقلاب از پایین به بالا محصول یک فرآیند تکاملی تاریخی بلندمدت است.EZLN در سال 1983 توسط یک گروه از چریک‌های شهری عمدتا مارکسیست لنینیست  که تصمیم به ایجاد فضایی انقلابی در میان بومیان چیاپاس گرفته بودند، بنا‌نهاده‌شد. این گروه یک نیروی چریکی را سازمان داده و از طریق مبارزات چریکی قدرتمند شدند. آنها به زودی دریافتند که ایدئولوژی‌های متعصبانه‌شان در زندگی حقیقی بومیان قابل پیاده شدن نبوده و شروع به یادگیری سنت‌های اشتراکی حاکمیت مردمان بومی کردند. زاپاتیسم به عنوان ترکیبی از مارکسیست و تجریات و دانش مردم بومی متولد شد و دربرابر دولت اسپانیا و بعدها، دولت مکزیک به مقاومت پرداخت.

این گذرگاه ایدئولوژیک مشترک یک پیچ و خم تاریخی را در شناخت فرآیند انقلاب نشان می‌دهد.

اگر قرار است بیاموزیم چگونه به شکل جمعی بحث کنیم و تصمیم بگیریم، ۲۴ ساعت شبانه و روز باید به آموزش بگذرد. نگاه معطوف به بالا و منتظر ماندن برای رهبری...
بیشتر
قیام زاپاتیست‌ها و استقرار استقلال در چیاپاس یک گسست را در استراتژی‌های چریکی سنتی نشان داد که عمدتا الهام‌گرفته از انقلاب کوبا بود. این امر در نامه ی سخنگوی EZLN ، فرمانده مارکوس که به سازمان آزادی باسک ETA نوشت، وضوح بیشتری یافت: گند بزنن به هرچی پیشگام انقلابی تو این سیاره س!

آنچه اکنون رخ می‌دهد، یک تلاش پشگامانه برای هدایت مردم نیست.این خود مردم هستند که انقلاب از پایین به بالا‌یشان را می‌سازند و برآن همانگونه که هست اصرار می‌ورزند. این منطق پ.ک.ک است که در دهه اخیر و تحت تاثیر موری بوکچین تغییر کرده است، و این تغییر سیر تکاملی سازمان را از یک جنبش برای مردم به جنبشی مردمی، نشان می‌دهد.

کانتون‌ها و کاراکولس – آزادی همینجا و اکنون

احتمالا مهمترین شباهت میان انقلاب روژئاوا و چیاپاس سازمان‌های اجتماعی و سیاسی آنهاست که در هردو انقلاب مبتنی بر ایدئولوژی‌های آزادی‌خواهانه دو سازمان تشکیل‌شده‌اند.

سرچشمه استقلال زاپاتیستی به شکل کنونی آن، شکست در مذاکرات صلح با دولت مکزیک پس از قیام 1994 بود. در هنگام مذاکرات صلح، شورشیان خواستار وفادار ماندن حکومت به توافق سن آندرس بودند. توافقی که طبق آن به مردم بومی حق استقلال، تعیین سرنوشت خود، آموزش، دادگستری و سازمان‌های سیاسی مبتنی بر سنت‌هایشان و همچنین کنترل اشتراکی بر روی زمین‌ها و منابع موجود در مناطقی که به آنها متعلق است، را داده بود. این توافقات هرگز توسط حکومت به اجرا در نیامد و در سال 2001  رئیس جمهور فاکس از یک نسخه ویرایش شده که در کنگره رای آورده بود حمایت کرد. اما این نسخه ویرایشی خواسته‌های زاپاتیست‌ها و سایر گروه‌های حاضر در مقامت را برآورده نکرد. این واقعه به عنوان یک خیانت شناخته شد و باعث برانگیخته شدن EZLN گردید. به دنبال آن پنج منطقه شورشی در مرکز پنج کاراکولس(حلزون) ، به عنوان مراکز اداری ایجاد شد. نام کاراکولس(حلزون) برگرفته از مفهوم انقلابی جنبش زاپاتیستی بود که نشان می‌داد ما متکی به‌خود هستیم، در طول روند یامی‌گیریم و به آرامی پیشرفت می‌کنیم. کاراکولس شامل سه سطح حکومت خودمختار بود که یعنی جامعه، شهرداری و شورای حکومتی. دو مورد اول مبتنی بر مجامع مردمی بود در حالی که شوراهای حکومتی، حالت گزینشی و منتخب داشت با این عزم که درطول سالیان  با استفاده از اصول چرخشی بیشترین میزان مشارکت مردمی در حکومت را خلق کنند. این استقلال دارای سیستم آموزشی، مراقبت‌های بهداشتی، دادگستری و همچنین تعاونی، تولید قهوه، گله‌ احشام و صنایع دستی متعلق به خود بود.

زمانی که در پایان سال 2013 از قلمرو خودمختار منطقه دیدن کردم، آرماندو محافظ زاپاتیست من درباره اوضاع جنبش چنین گفت: ما از چیزهایی که می‌سازیم یاد می‌گیریم و تجربه می‌اندوزیم، ما چیزی در‌خصوص استقلال نمی‌دانستیم و در تلاش برای ساخت چیزی مشابه آن هستیم. ما یاد می‌گیریم و به بهبود می‌اندیشیم و از مبارزات درس می‌گیریم. آزادی تنها در اینجا توانست تمرین شود و انقلاب فرآیندی بود برای به چالش کشیدن مداوم وضعیت موجود و ساخت جایگزین برای آن.

کانتون‌های روژئاوا درواقع شبیه به استقلال موجود در چیاپاس است. آنها با برتری PYD در سال 2013 و عملکردش از طریق بنا نهادن مجامع مردمی محبوب و شوراهای دموکراتیک علنی شدند. زنان در تصمیم‌گیری‌ها مشارکتی برابر داشته و نمایندگانی در تمامی موقعیت‌های گزینشی که میان یک مرد و یک زن مشترک‌اند، دارند. تمامی گروه‌های اعتقادی در حکومت و سازمان‌ها نماینده دارند. مراقبت‌های بهداشتی و آموزش توسط سیستم کنفدرالیسم دموکرات تضمین شده و اخیرا نیز اولین دانشگاه روژئاوا به نام آکادمی مزوپوتامیا درهایش را با هدف به چالش کشیدن ساختار آموزشی مردسالارانه و خلق رویکردی متفاوت به مفهوم یادگیری، گشوده است.

انقلاب روژئاوا خود را به عنوان راه حلی برای مشکلات سراسر کشور مطرح کرده است و نه به عنوان بیانی از گرایشات جدایی طلبانه. همانطور که هیات نمایندگی آکادمیک اروپا و آمریکای شمالی که به تازگی از روژئاوا دیدن کرده اظهار‌نمودند، این سیستم دموکراتیک حقیقی اشاره‌ایست به آینده‌ای متفاوت برای خاورمیانه که مبتنی است بر مشارکت مستقیم، آزادی زنان و صلح عقیدتی.

انقلاب زنان

جنسیت همیشه عنصری مرکزی در انقلاب زاپاتیستی بوده‌است. موقعیت زنان قبل از گسترش سازمان و اتخاد آزادی زنان به عنوان مرکزیت مبارزه، با استثمار، به حاشیه رانده‌شدن، ازدواج‌های اجباری، خشونت‌های فیزیکی و تبعیض مشخص می‌شد.به همین دلیل بود که مارکوس بیان کرد قیام 1994 اولین قیام نبوده است و اتخاذ قانون زنان انقلابی، تنظیم چهارچوبی برای برابری جنسیتی، عدالت و تضمین حقوق زنان در قلمرو شورشیان برای داشتن استقلال فردی، آزادی و منزلت اولین حرکت و قیام زاپاتیستی قلمداد می‌شود. امروزه زنان در تمامی سطوح حکومتی مشارکت می‌ورزند و با همکاری کردن و داشتن ساختار اقتصادی مربوط به خود استقلال اقتصادی‌شان را تضمین می‌کنند. زنان از گذشته تا به امروز بخش بزرگی از نیروهای چریکی زاپاتیستی را تشکیل داده و جایگاه‌‌های فرماندهی مهمی را به‌دست آورده‌اند.تصرف "سن کریستوبال د لاس کاساس" مهمترین شهری که توسط ارتش زاپاتیستی در زمان قیام 1994 تصاحب گردید، توسط زنان فرماندهی شد. هدایت این عملیات را فرمانده رومانا، اولین زاپاتیستی که به عنوان نماینده جنبش به مکزیکو فرستاده‌شد، به عهده‌داشت.

مقایسه ی درگیری عظیم زنان بومی چیاپاس در ارتش زاپاتیستی با مشارکت زنان در دفاع از کوبانی و یگان محافظت زنان(YPJ) کار سختی نیست. هر دو گروه توسط رسانه‌های غربی و در ماه‌های اخیر به شیوه ای شورانگیز به تصویر‌کشیده‌شده‌اند. شجاعت و عزم زنان روژئاوا در جنگ علیه داعش محصول سنت درازمدت مشارکت زنان در منازعه برای آزادی اجتماعی در کُردستان است. زنان نقش مرکزی را در پ.ک.ک بازی کرده اند و این قضیه بدون شک با اهمیت جنسیت در منازعات کُردی مرتبط است. انقلاب روژئاوا تاکید بسیاری بر آزادی زنان به عنوان ضرورتی برای آزادی اجتماعی حقیقی داشته و دارد. چهارچوب تئوریکی که از بین بردن مردسالاری را قلب منازعات قرار‌داده‌است زنولوژی نام‌دارد، مفهومی که توسط عبدالله اوجالان توسعه یافت. کاربرد این مفهوم منتج به توانمندسازی بدیع زنان نه تنها در خاورمیانه بلکه در سطح فمینیسم لیبرال غربی شده‌است. مجامع زنان، ساختار مشارکتی و نیروی نظامی زنان قلب انقلاب را تشکیل می‌دهند اگر این انقلاب ساختار مردسالارانه اجتماع را که یکی از بنیان‌های سرمایه‌داری است، نابود نکند، کامل نخواهد‌بود. ژانت بیل نویسنده و هنرمند مستقل، پس از ملاقات اخیرش از روژئاوا نوشت که زنان در انقلاب کُردی نقش استراتژیک طبقه کارگر در انقلاب‌های قرن را بر‌عهده‌دارند.

اکولوژی آزادی

اکولوژی آزادی به نظر مهمترین شباهت میان کارهای بوکچین و مفهوم اکولوژی اجتماعی اوست که توسط انقلابیون در روژئاوا به اقتباس‌گرفته‌شده‌است. ایده ی ایشان که بیان می‌کند" مفهوم اصلی سلطه انسان بر طبیعت ناشی از سلطه انسان بر انسان است." مردسالاری، تخریب محیط‌زیست و سرمایه داری را به‌هم مرتبط کرده و به لغو آنها به عنوان تنها راه تشکیل یک جامعه اشاره می‌کند. این ایده توسط زاپاتیست‌ها به عنوان یک رویکرد جامع مورد حمایت قرار‌گرفته و به اجرا‌در‌آمد. توسعه پایدار به ویژه از سال 2003 و ایجاد کاراکولس‌ها از دیگر نکات مورد تاکید آنها بود. حکومت خودمختار برای بهبود‌بخشیدن به دانش آبا و اجدادی مرتبط با چگونگی استفاده مناسب از زمین و ادغام آن با سایر کاربرد‌های کشاورزی- اکولوژیک، تلاش‌کرده‌است. این منطق تنها شیوه‌ای برای بهبود شرایط زندگی در اجتماع و پرهیز از استفاده مواد شیمیایی در کشاورزی نیست بلکه رد تمامی مفاهیمی‌است که بیان می‌دارد کشاورزی صنعتی در مقیاس عظیم برتر از روش‌های کار مردمان بومی بر زمین‌هایشان بوده وبه مانند اعتراضی قوی به منطق نئولیبرال می‌باشد.

گزارشها و روایت‌های سوران قربانی را می‌توانید از لینک‌های زیر دنبال کنید:
گزارش اول: تکیە فرهنگی آمارا
گزارش دوم: اینجا زندگی در جریان است
گزارش سوم: اینجا همە بە آیندە چشم دوختەاند
عکس‌های کوبانی: بازسازی امید از ویرانە
جاده آزادی – یک پارادایم انقلابی جدید

شباهت‌های میان سیستم کنفدرالیسم دموکرات که در غرب کُردستان و استقلال چیاپاس توسعه داده‌شد، فراتر از نکات اندکی است که من در این مقاله به آن اشاره نمودم. از شعاری مانند Ya Basta که در کُردی از آن تحت عنوان êdî bes اقتباس گرفته شده است تا دموکراسی مردمی، ساختار اقتصادی اشتراکی و مشارکت زنان مسیر مشابه جنبش کردی و زاپاتیستی، شکست قاطع مفهوم پیشگام‌گرایی مارکسیست لنینیستی و یک رویکرد جدید به انقلاب را نشان میدهد. رویکردی برآمده از پایین و باهدف خلق جامعهای آزاد و غیرمردسالارانه.

هر دو جنبش همچنین مورد انتقادهای تلخی از جانب عناصرحزبی چپ قرار گرفتند. این حقیقت که تنها تغییرات اجتماعی رادیکال موفق و بزرگ از گروههای غیرغربی، درحاشیه و تحت استعمار نشات گرفته، به مانند سیلی بر صورت انقلابیون سفیدپوست ممتاز متعصب شمال جهان است که به سختی در به چالش کشیدن ظلم در کشورهایشان موفق عملکردهاند اما تمایل دارند باور کنند قضاوت آنهاست که حقیقی بودن یا نبودن یک انقلاب را تعیین میکند.

انقلابهای روژئاوا و چیاپاس نمونههایی قدرتمند برای جهان دراثبات ظرفیت عظیم سازمانهای مردمی و اهمیت ارتباطات مردمی در مخالفت با هسته جوامع سرمایه داری است.

جهانی بدون مردسالاری، سلطه، سرمایهداری و تخریب محیط زیست و یا همان‌گونه که زاپاتیستها میگویند، جهانی که بسیاری جهانها درآن باهم سازگار هستند که اغلب توسط جریانهای اصلی رسانه و ساختارهای آموزشی و سیاسی به عنوان "آرمانشهر" و یا "غیرواقعگرایانه" به تصویر کشیده میشود. این جهان دیگر سرابی از آینده که تنها در کتابها تصویر میشود نیست، بلکه هماکنون و همینجا درحال تحقق یافتن است و نمونههای زاپاتیست  و کُرد سلاحهایی قدرتمند برای برانگیختن ظرفیت تجسم ما از یک تغییر رادیکال حقیقی در جامعه،‌ و همچنین مدلی که ما در منازعات میتوانیم ازآنها بیاموزیم میباشند. ستاره سرخی که برفراز پرچمهای چیاپاس و روژئاوا میدرخشد، روشنگر راه آزادی است و اگر ما به دنبال واژهای باشیم که بهطور خلاصه این دو جنبش را گردهم آوریم، یقینا این واژه همانا واژه استقلال خواهدبود.

Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

نفهمیدن زبان فارسی : از "تهدید برای هویّت ملّی و امنیّت کشور" تا "مَرضی نیازمندِ دخالتِ بالینی"

به دنبال ابراز نگرانی رهبر ایران در مورد وضعیّت زبان فارسی در چند هفته ی اخیر، وزارت آموزش و پرورش ایران طرحی به نام "بسندگی زبان فارسی" برای کودکان خردسالِ گروهها ی اِتنیکی غیرفارس ارائه کرده است.

سه شنبه ۲۱خرداد۱۳۹۸/ ۱۷:۳۹


خبر


مصاحبه

Interview Picture

برای نخستین بار یکی از اعضای پیشین نیروهای ویژه ترکیه در مورد عملیات هایشان در جنوب شرقی ترکیه صحبت می کند، از جمله در [

پنجشنبه ۸فروردین۱۳۹۸/ ۲۰:۴۰