آوات قریشی

چرا کُردها در کنار عربستان؟!

Friday, August 19, 2016

اظهارات مقامات رده بالای جمهوری اسلامی در باره همکاری میان احزاب کُرد ایران و عربستان سعودی علیه این رژیم و نیز رفتار هدایت شده رسانه ای آنها در این باره، به ویژه از سوی کُردها و اپوزسیون ایرانی، باید جدی تلقی شده و زوایای مختلف آن مورد تحلیل قرار گیرد.

رژیم اسلامی ایران از این طریق در پی ایجاد گفتمانی هدفمند در ضدیت با کُردهاست به صورتی که این گفتمان  یک منظوره نبوده و جدا از تلاش برای آماده ساختن اذهان علیه جنبش مردم کُردستان ایران  در میان نیروهای داخلی مانند سپاه پاسدارن، طیفهای دیگری را نیز در خارج از مرزها،  چه در میان متحدین منطقه ای و چه در میان اپوزسیون ایرانی غیر کُرد و گاها کُرد به عنوان مخاطب در برمیگیرد.

جمهوری اسلامی در صورت نیاز به حرکت دادن نیروی سپاه در داخل و برای سرکوب در بخشهای مختلف ایران، ارگانهای مختلف تبلیغاتی و عقیدتی از قبل تعبیه شده را به تناسب نوع ماموریتی که به آنها محول میشود، از نظر ذهنیت پردازی و ایجاد انگیزه تامین و به کار وا میدارد، تا آمادگی روانی لازم در میان این نیروها را پیش از اقدام به سرکوب بوجود بیاورند. 

رژیم ایران اخیرا در رابطه با مسئله کُردستان،  " در کنار همدیگر قرار دادن کُردها و عربستان سعودی"  را در دستور کار تبلیغاتی خود قرار داده است تا از این راه مسئله کُردها در داخل ایران و تنشهای خارج کشور با عربستان را در منطقه،  به صورت یک موضوع واحد و یا تاثیرپذیر از یکدیگر نشان دهد.

هدف عمده این تلاشهای رسانه ای همچنان که گفته شد تولید گفتمان تهاجمی و تهدید آمیز علیه کُردها و تحریک عنصرهای ارتجاعی در اذهان عمومی است تا از این راه  بتواند قضیه کُردها را تا سطح یک جنگ مذهبی و یا بهتر بگوئیم تا سطح عقبه یک جنگ مذهبی که خود آغاز گر آن در منطقه بوده است تغیر سطح دهد و شکافهای ناشی از این ذهنیت پردازی را در راستای سرکوب و استیلای سیاسی خود به کار گیرد.

این یکدستخوانی مقامات سیاسی جمهوری اسلامی و رسانه های وابسته آنها، طیفهای متنوعی را داخل و خارج مورد خطاب و هدف تاثیر گذاری مستقیم و غیر مستقیم قرار میدهد.

در این میان و طبق معمول نیروهای سپاه پاسداران در رده های مختلف این نیرو مخاطب ثابت و همیشگی و شناخته شده هستند که از نظر جمهوری اسلامی لازم است قبل از اقدام به هر نوع سرکوب و ماموریتی تغذیه عقیدتی و انگیزشی لازم به آنان ارائه شده باشد.

در کنار سپاه پاسداران و یا در حاشیه سپاه پاسدارن،  بسیجیها و نیروهای ذخیره و نیز جوانان و گروه های اجتماعی نزدیک به رژیم که خصوصا دارای دیدگاه "اختلاف شیعه و سنی هستند"، به این شیوه مورد تحریک قرار میگرند و انگیزه لازم یا به بیان بهتر تنفر لازم در آنها نسبت به مسئله کُرد " به عنوان سنیهای همیشه مکروه و  دشمن داخلی که متحد دشمن خارجی شده است" ایجاد میشود. 

لارم به ذکر است که در دهه های قبل هم این شیوه از نتفرپراکنی نسبت به قضیه کُردستان در میان این طیفها و از سوی رژیم تازه به قدرت رسیده در آن زمان انجام گرفته است. 

روایات و اسناد فراوانی در مورد شیوه های به کار گرفته شده تبلیغاتی رژیم در دهه های گذشته و در شهرهای عموما غیر کُرد ایران  بر ضد مسئله کُردها وجود دارد که با رفرنس به آنها، دور جدید نفرت پراکنی هدایت شده علیه کُردستان بهتر قابل درک است. 

داستان ساختگی تجاوز به خواهران مسلمان شیعه در مسجدهای سنندج از سوی کمونیستهای کُرد، یکی از نمونه های بارزی است که در زمان خود و برای تحریکات عوامفریبانه و بسیج جوانان متعصب شیعه و تسلیح و روانه کردن آنها به سوی جبهه های کُردستان نقش موثری داشته است. 

با مثال قرار دادن نمونه هایی از این دست بهتر میتوان در بررسی شیوه های تبلیغی و آرشیوی رژیم و رسانه های وابسته اش، در این مقطع هم به عمق فقدان اخلاق در سناریوپردازیهای این دستگاه مخوف پی برد.

طیف دیگری که میتواند هدف تبلیغاتی از این دست با توجه به تکرار مداوم کلمه عربستان در تکستها و اظهارات این دستگاه باشد، طیفی است که دارای دیدگاههای عرب ستیزی، عرب اهریمن پنداری، و پان ایرانیسم است. 

شاید بازیهای رسانه ای ایران برای تحریک این طیف زمانی واضحتر به نظر برسد که بازگشت کوتاهی به مسئله خلیج فارس و دریای مازندران در رسانه و تلویزنهای ایران داشته باشیم. 

با کمی تامل و مقایسه ساده هر دو موضوع خلیج فارس و دریای شمال، به خوبی این واقعیت درک میشود که برانگیختن سوژه " خلیج فارس " در رسانه های ایران، به هیچ وجه جنبه پیگیری مسئله در چارچوب سیاسی و بین المللی و حقوقی آن را دارا نیست بلکه به جای طرح واقعی و دلسوزانه  این مسئله  در مجراهای مناسب و شناخته شده و مربوط بین المللی، تنها با رفتارهای هدفمند تحریکی در تبلیغات، ازآن به نفع عرب ستیزی بهره برداری میشود.

رسانه های ایران از مدتها قبل و باوجود عدم تمایل به هر سمبلی که تداعی کننده میراث غیر اسلامی ایران باشد، در باره خلیج فارس رفتاری دو استاندارده داشته اند. 

این به آن دلیل که تمرکز تبلیغاتی بر خلیج فارس و حاشیه های آن با این مضمون که  " کشورهای عربی  در صدد تغیر نام خلیج فارس به خلیج عربی هستند " برای جلب توجه خشمگینانه طیفهای ملی گرا در ایران علیه رقیبهای عربی مناسب تشخیص داده شده است. 

این قضیه به صورتی هدایت و نتیجه گیری شده است که  در بسیاری حالات تفاوت محتوایی دررسانه های وابسته به رژیم و رسانه های اپوزسیون در این باره بسیار ناچیز است و حتی در برخی حالتها کاملا مشابه عمل میکنند. 

این در حالی که در باره دریای شمال هر روزه اطلاعات بیشتری دال بر واگذاری آن به دیگر کشورها منتشر میشود و این بسیار فراتر از بحث اختلاف  بر سر نامگذاری خلیج فارس است.

کاهش سهم ایران از دریای مازندران عملا کاهش جغرافیایی ایران  است در حالی که  هیچ نوع رفتار شکایت گونه ای در رسانه های ایران و در این باره به سمع و نظر بینندگان و شنوندگان محترم نمیرسد! 

به این ترتیب است که دستگاه تبلیغی رژیم طیفهای ناسیونالیست ایرانی در داخل و خارج را  که از دیرباز نسبت به عربستان با دیدگاه اختلاف نژادی نگریسته اند، به صورت غیر مستقم در کنار خود قرار داده و آنها را درکشمکشهای مذهبی خود علیه کشورهای عربی و در تنشهایی که خود در منطقه تولید کرده است شریک میکند. 

حال با زمینه ای که شرح آن رفت بهتر میتوان به مقاصد رفتار تبلیغاتی اخیر این رژیم در باره کُردستان و دلایل در کنار هم قرار دادن مسئله و جنبش کُردستان و همچنین اختلاف با عربستان در رسانه های آن دستگاه مکار تامل کرد.

دست اندر کاران طراحی تبلیغاتی در رسانه های جمهوری اسلامی با توسل به این " خدعه "  یعنی کُردها را  به عنوان متحد عربستان معرفی کردن، به صورت مستقیم و غیر مستقیم در صدد فراهم کردن دشمنان متنوع الطیفی برای کُردها در این دوره هستند و آنها را از لحاظ سوژه تغذیه میکند. 

نمود تاثیر گذار بودن این شیوه را  از هم اکنون میتوان در رفتار رسانه ای مثلا برخی گروههای ناسیونالیست ایرانی در خارج از کشور،علیه مطالبات کُردها مشاهده کرد.

ایجاد شکاف در افکار عمومی خود کُردها هم از جمله مقاصدی است که دیزاینرهای کارکشته تبلیغاتی رژیم از دیرباز تلاشهای خود را بر آن متمرکز کرده اند و گاها به موفقیتهائی هم در این باره دست یافته اند تا پتانسیل و نیروی بلقوه کُردها در ایران را که همیشه مستعد حرکت برخلاف مسیر رژیم است ،  به صورت غیر مستقیم به سوی تقویت اهداف این رژیم در خارج از کشور هدایت کنند.

یعنی اینکه متوجه ساختن پتانسیل مبارزاتی کُردها در ایران به سوی تبدیل شدن به نیروی فشار علیه کشورهائی همچو ترکیه و متحدانش در منتطقه، ماموریتی است که متخصصین شکل دهی و هدایت افکار عمومی در ایران به خوبی مهارت تعامل با آن را در سالهای گذشته کسب کرده اند.

بازنیز در داخل دایره فراگیر و متنوع افکار عمومی در سرتاسر کُردستان و نیز با توجه به پلاریزه بودن کُردها به دلیل اختلاف در انتخاب متحدین منطقه ای و فرا منطقه ای، شکاف مناسبی برای جمهوری اسلامی به منظور تعمیق اختلاف در میان آنها و بهره برداری وجود دارد.

 از نظر جمهوری اسلامی و حتی در واقع، این رژیم بسیار سودمند خواهد بود اگر بخش عمده ای از کُردها در بقیه بخشهای کُردستان،  کُردهای ایران و مبارزاتشان در دور اخیر را به تبانی با عربستان و کشورهای رقیب ایران در منطقه متهم کنند. 

از سوی دیگر تقسیم کُردها به دو بلوک شیعه و سنی با توجه به این زمینه که کُردها به لحاظ مذهبی در ایران به دو دسته عمده شیعه و سنی تقسیم میشوند، هدف بسیار دور از دسترسی برای این طراحان به نظر نمیرسد. 

فقدان هماهنگی و نهادهای هماهنگساز میان بخشها و گرایشهای متفاوت سیاسی در سرتاسر کُردستان به خوبی این امکان را در اختیار دستگاه کارکشته و حسابگر این رژیم قرار داده است، تا در" شکاف کُردی" به صورت دو و چند پهلو و مستقیم و غیر مستقیم، برای اختلال در انسجام گفتمانی آنها و وارد ساختن گفتمان خود به شیوه های مختلف تلاش کنند. به این ترتیب میتوان یکی از طیفهای مخاطب مورد نظر رژیم در دور تازه تبلیغات ضد کُردستانی را، این بار هم خود کُردهای غیر متحد دانست.

هرچند که پرداختن به ابعاد گسترده تبلیغاتی اخیر رژیم علیه کُردها به منظور در کنار هم قرار دادن آنها و ائتلاف عربستان در افکار عمومی،  تنها در حجم یک مقاله قابل گنجایش نیست اما پرداختن به مقاصد فرا تبلیغی و بلند مدت این رفتار رسانه ای و سیاسی از ضرورهاست.

جمهوری اسلامی همواره خشم سیاسی فراوانی در رابطه با کُردستان را در ذهنیت خود حمل کرده است. این خشم سیاسی که به تناسب شرایط زمان خود تشدید و تحدید میشود دلایل متفاوت خود را داراست و به عنوان یک نیروی بلقوه و تهدیدآمیز علیه کُردها، در این مقطع هم در صدد به  فعل در آمدن است.

محتوای مترقی جنبش کُردستان که در طول دهه های قبل از سوی این رژیم مورد تخطئه شدن واقع شده است، همزمان عاملی هم بوده است تا رژیم جمهوری اسلامی به آسانی نتواند بهانه کافی برای تاختن به آنها را فراهم کند و هر بار به ناچار به بهانه تراشیهای عوامفریبانه متوسل شده است تا کشتار و سرکوب آنها را در سایه این نوع تبلیغات روانی مشروع نشان دهد. 

به این دلیل است که دستگاه تبلیغی آن در صورت مشاهده تحرکات سیاسی در منطقه و در جهت مخالف خود، به سرعت کُردها را به تبانی و یا استفاده از این تحرک و تغیر موازنه ها بر ضد رژیم متهم میکند تا  واقع امر و مطالبات طرح شده آنها به حاشیه رانده شود و به جای موضوع اصلی مسئله کُرد، اتهامات دیرینه باز فعال شوند.

 با این حربه جمهوری اسلامی میخواهد محتوای غنی و شناخته شده جنبش کُردستان و احزاب آن را در یک مناقشه ارتجاعی درگیر کرده و همزمان طیفهای گوناگون را با ایراد این اتهامات در جبهه مخالف کُردها قرار دهد، هر چند که در موضوعات دیگر هم با سیاستهای خود رژیم در تضاد کامل باشند.

رفتارهای اخیر رژیم و توهم پراکنیهای تبلیغاتی آن علیه کُردها در ایران، این بار هم اهداف خشونت بار و سرکوب داخلی، ترور فعالین و رهبران کُرد در خارج از کشور، حمله به دفاتر و مقرها و مراکز آنها در اقلیم کُردستان، عملیاتهای تروریستی همچون ترور اعضا در خارج کشور و اقلیم کُردستان، بمبگذاری علیه آنها و به توپ بستن مواضعشان و بسیاری دیگر از این دست را تعقیب میکند.

هرچند که تنها آگاهی صرف از این تهدید برای مقابله با آن کافی نباشد، اما بدون شک هوشیاری تبلیغاتی و رسانه ای در این باره و حذر از همسو شدن با آن از اهمیت اخلاقی و سیاسی و مبارزاتی برخوردار است. 

به بیانی روند دمکراسیخواهی در ایران بسیار متضرر خواهد بود اگر طیفهای سیاسی غیر کُردستانی و کُردستانی در صورت اختلاف دیدگاههایشان با احزاب کُردستان ایران، ناخود آگاه به حجم فشار تبلیغاتی علیه آنان بیافزایند یا در مقابل آن به دلایل مختلف سکوت انتخاب کنند.

آخرین مثال اینکه، مبارزات کُردها در ایران برای دمکراسی و ارزشهای والای انسانی در زمان جنگ هشت ساله با کشور عراق، چنان آرشیو سرفرازی از خود به جای گذاشته است که حتی با وجود دسترسی کامل دستگاههای اطلاعاتی رژیم ایران به اسناد استخبارات رژیم قبلی عراق، نتوانسته اند که  تنها یک نیم برگه و پاراگراف هم برای متهم کردن کُردها دال بر جانبداری احزاب کُردستان ایران از یکی از طرفین این جنگ ارتجاعی پیدا کنند، تا به منظور تائید اتهامات اخیر خود علیه آنها در این دوره استفاده نمایند.


Telegram Icon

به تلگرام پایگاه خبری و تحلیلی روژ بپیوندید

مطالب مرتبط:

تایید کشته شدن یک عضو سپاه در اشنویه

جان باختن یکی از شهروندان بازداشت شده در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج

اعزام نیروهای عملیاتی سپاه از استان های غربی به شهرهای متشنج

حمله مجدد جنگنده های ترکیه به کوهستان آسوس

جزئیات قتل دو غیرنظامی و چهار عضو یکی از احزاب کُرد مخالف جمهوری اسلامی

کلمات کلیدی:


بازنشر مطالب پایگاه خبری و تحلیلی روژ تنها با ذکر منبع مجاز است

تحلیل خبر

analis picture

بهانه ای برای شروع یک جنگ؛ تبرئه متهمان قتل دو پلیس در جیلان پنار

پس از حدود چهار سال متهمان پرونده قتل دو افسر پلیس در شهر جیلان پنار (سریکانی) از سوی یکی از شعب دادگاه استیناف ترکیه تبرئه شدند.

جمعه ۳۰فروردین۱۳۹۸/ ۲:۵۵


خبر


مصاحبه

Interview Picture

برای نخستین بار یکی از اعضای پیشین نیروهای ویژه ترکیه در مورد عملیات هایشان در جنوب شرقی ترکیه صحبت می کند، از جمله در [

پنجشنبه ۸فروردین۱۳۹۸/ ۲۰:۴۰